شکافته شدن ماه خداوند متعال فرمود: «قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت (1). و اگر نشانهای ببینند، روی میگردانند و میگویند: «سحری پایدار است.» (2) و تکذیب میکنند و از هوسهای خود پیروی میکنند. و هر کاری [مقرر شده] است. (3)» [سوره قمر]
برخی از دوستان از من انتقاد کردند زیرا در کتابم ذکر کرده بودم که ماه در دوران حضرت محمد (ص) آنطور که رایج است، شکافته نشده است. من نیز انتظار این انتقاد را داشتم و شواهد زیادی را ذکر کردم که ثابت میکند شکافته شدن ماه قبلاً اتفاق نیفتاده است، اما در آینده اتفاق خواهد افتاد و به احتمال زیاد این یک نشانه هشدار دهنده قبل از عذاب دود خواهد بود و پیامبری که این نشانه در دوران او اتفاق خواهد افتاد، به جادوگری متهم خواهد شد و به خاطر اعتقاد راسخی که قبلاً به خاتم الانبیاء بودن حضرت محمد (ص) داشتیم، بیاعتبار خواهد شد.
نکته مهم این است که من اذعان دارم که در این مورد با نظر اکثر علما، نه اجماع علما، مخالف بودم. تعداد بسیار کمی از علما هستند که حرف من را هم زده باشند، از جمله مثلاً دکتر مصطفی محمود در برنامه معروفش (علم و ایمان). این ویدیو را تماشا کنید. https://www.youtube.com/watch?v=Jlg4wa6euRs
شیخ غزالی همچنین خلاصهای از آنچه من در کتابم (نامههای مورد انتظار) ارائه دادهام را بیان میکند، جایی که شیخ غزالی در (راه از اینجا) میگوید: «... و بدان که در میان متفکران مسلمان و مفسران دینشان، کسانی هستند که شق القمر را یکی از نشانههای قیامت میدانند، و در میان متکلمان کسانی هستند که در مورد اخبار شخصی تردید دارند، چنانکه ابراهیم نظّام گفته است: «قمر تنها برای ابن مسعود شکافته نمیشود» و ابن مسعود کسی است که حدیث مذکور از او روایت شده است. ممکن است کسی به من بگوید: چطور میتوانی با چنین حدیث معتبری اینقدر سهلانگار باشی؟! پاسخ میدهم: رد کردن حدیث بر اساس هوی و هوس، رفتاری ناشایست برای یک عالم است. امامان اولیه ما احادیث معتبر را رد میکردند زیرا با منطق و نقل قویتر در تضاد بودند و بنابراین پایههای اعتبار خود را از دست میدادند. اسلام با نشانهها و ارکان خود ادامه یافت و هیچ چیز نتوانست جلوی آن را بگیرد! گفتم: من آینده دینمان را به یک حدیث که علم ظنی ارائه میدهد، ربط نمیدهم. برای روشنتر شدن موضوع میگویم: من به معجزات اعتقاد دارم و معتقدم که آنها برای مسلمانان و غیرمسلمانان، صالح و شرور، اتفاق میافتند. من میدانم که قانون علیت ممکن است بر ما انسانها حاکم باشد، اما بر خالق آن، تبارک و تعالی، حاکم نیست! وقتی حدیث انشقاق را خواندم، در مورد جایگاه مشرکان عمیقاً به فکر فرو رفتم. آنها پس از دیدن ماه که از سمت راست و چپ کوه به دو نیم تقسیم شده بود، به خانهها و اردوگاههای خود بازگشتند. گفتند: «محمد ما را جادو کرده است.» آنها در امنیت و آسایش، بدون مجازات و سرزنش، رفتند. گفتم: «این چگونه است؟!» خداوند متعال در سوره انبیاء راز کفر مشرکان به پیامبرشان را بیان میکند و خواستههای آنها از او را مشخص میسازد: «بلکه گفتند: خوابهای پریشان. بلکه آن را ساخته و پرداخته است. بلکه او شاعری است. پس باید برای ما معجزهای بیاورد، چنانکه برای پیشینیان فرستاده شد.» قرآن بیان میکند که چرا درخواست آنها اجابت نشد. خداوند متعال در سوره انبیاء میفرماید: «هیچ شهری پیش از آنها ایمان نیاورده بود که ما آن را نابود کردیم. آیا پس ایمان میآورند؟» انکار خدا پس از وقوع معجزه مورد نظر، مستلزم نابودی کسانی است که او را انکار میکنند. پس چگونه ممکن است این مکیان پس از بیاعتنایی به شق القمر، بدون توبیخ یا مجازات رها شوند؟ قرآن کریم این منطق را در سوره اسراء تأیید میکند: (و هیچ چیز ما را از فرستادن معجزات باز نداشت، جز اینکه اقوام پیشین آنها را تکذیب کردند. و به ثمود ماده شتر را به عنوان نشانه ای روشن دادیم، اما به آن ستم کردند. و ما معجزات را جز برای هشدار نمی فرستیم.) اگر فرستادن آیات به دلیل تکذیب نخستین آیات غیرممکن بود، پس چگونه تفرقه رخ داد؟! به راستی، چگونه میتوانست چنین چیزی یا هر چیز دیگری رخ دهد، در حالی که خداوند در سوره حجر میفرماید: «و اگر دری از آسمان به رویشان بگشاییم و از آن بالا روند، قطعاً میگویند: «ما را چشمبند زدهاند، بلکه ما مردمی هستیم که جادو کردهایم.»» سپس، در موارد دیگر، مشرکان بر جستجوی پدیدههای ماوراءالطبیعه اصرار ورزیدند، مانند سوره انعام: و با نهایت تأکید به خدا سوگند یاد میکنند که اگر معجزهای برایشان بیاید، قطعاً به آن ایمان میآورند. بگو: «معجزات فقط نزد خداست. و چه میدانی که وقتی معجزهای برایشان بیاید، به آن ایمان نمیآورند؟» پس چرا به آنها نگفت: ماه قبلاً برای شما شکافته شد و شما آن را انکار کردید؟! آیا ممکن است این واقعه سکوت مطلق به دنبال داشته باشد؟! در سوره دیگری، به کافران هنگامی که به دنبال معجزات حسی بودند، گفته شد: قرآن برای شما کافی است. این قرآن حاوی اطلاعات قانعکنندهای برای کسانی است که به دنبال حقیقت هستند، همانطور که در سوره عنکبوت میفرماید: (و میگویند: «چرا از جانب پروردگارش هیچ نشانه و معجزهای بر او نازل نشده است؟» بگو: «معجزات تنها نزد خداست و من فقط هشداردهندهای آشکارم.» آیا برای آنها کافی نیست که ما این کتاب را که بر آنها خوانده میشود، بر تو نازل کردهایم؟ در این [کتاب] رحمت و یادآوری برای گروهی است که ایمان میآورند.) صدها آیه، در سورههای متعدد در سراسر دوران مکه، بر اثبات پیام با بیدار کردن ذهن و آگاه کردن آن از پروردگارش، و با در نظر گرفتن حامل این وحی به عنوان رهبر کسانی که به سوی خدا میروند و به ریسمان او چنگ میزنند، متمرکز بودند. آنها فراتر از پیشنهادهای کفار مبنی بر دیدن یک نشانه فیزیکی معجزهآسا رفتند. به همین دلیل، من زیاد روی حدیث تفرقه مکث نکردم و از ربط دادن آینده دعوت به آن یا به سایر احادیث منفرد که با ادله قویتر در تضاد هستند، اکیداً خودداری کردم. من در این رویکرد، بدعتگذار نیستم، زیرا ابوحنیفه و مالک، احادیثی از این نوع را که با ادله قویتر از قرآن در تضاد بودند، رد میکردند. ما معجزات را به معنای واقعی کلمه انکار نمیکنیم، بلکه شواهد پشت آنها را مورد بحث قرار میدهیم و هر مدرک را با مدرک دیگر میسنجیم. اعتقاد ما به معجزات همان چیزی است که ما مسلمانان را به تولد عیسی بدون پدر معتقد کرد. قرآن در این مورد قطعی است و اگر کلام خدا ثابت شود، هیچ کس حرفی برای گفتن ندارد.
من دو نظر از علما را برای شما بیان کردم، زیرا به نظر بسیاری از شما، اکثر شما با نظر مرد نادانی مثل من که از دانشگاه الازهر فارغالتحصیل نشدهام، قانع نمیشوید. بطور کلی، موضوع شق القمر را در فصل (شق القمر) در حدود بیست صفحه به تفصیل مورد بحث قرار دادم و شواهد دینی و علمی زیادی را ذکر کردم که ثابت میکند شق القمر در آینده و در دوران یک پیامبر آینده رخ خواهد داد و رابطه علمی شق القمر با نشانههای بزرگ قیامت را ذکر کردم، و خدا بهتر میداند.