نبرد موهاک

۱۷ فوریه ۲۰۱۹

نبرد موهاک

نبرد موهاچ در سال ۹۳۲ هجری/۱۵۲۶ میلادی بین خلافت عثمانی به رهبری سلیمان قانونی و پادشاهی مجارستان به رهبری ویلاد ایساسلاو دوم یاگلیو رخ داد. مسلمانان پیروزی قاطعی به دست آوردند که منجر به الحاق مجارستان به امپراتوری عثمانی شد.

علل نبرد موهاک

پادشاه ویلادیوش دوم یاگیلو، پادشاه مجارستان، مصمم بود هرگونه تعهدی را که اسلافش به سلاطین عثمانی داده بودند، زیر پا بگذارد و تا آنجا پیش رفت که فرستاده سلطان سلیمان به نزد او را کشت. فرستاده خواستار خراج سالانه تحمیل شده به مجارستان بود و سلیمان با حمله‌ای بزرگ به مجارستان پاسخ داد.

حرکت به سوی نبرد موهاک

سلطان سلیمان در (۱۱ رجب ۹۳۲ هجری/۲۳ آوریل ۱۵۲۶ میلادی) در رأس ارتش خود که شامل حدود صد هزار سرباز، سیصد توپ و هشتصد کشتی بود، از استانبول حرکت کرد تا به بلگراد رسید. سپس به لطف پل‌های بزرگی که ساخته شد، توانست به راحتی و بدون مشکل از رودخانه تونا عبور کند.

پس از آنکه ارتش عثمانی چندین قلعه نظامی را در رودخانه تونا گشود، ۱۲۸ روز پس از آغاز لشکرکشی، پس از طی هزار کیلومتر راهپیمایی، به دره موهاچ رسید. این دره اکنون در جنوب مجارستان، ۱۸۵ کیلومتری شمال غربی بلگراد و ۱۷۰ کیلومتری جنوب بوداپست واقع شده است. ارتش مجارستان که حدود دویست هزار سرباز، از جمله ۳۸ هزار واحد کمکی که از آلمان آمده بودند، در انتظار آن بود. این ارتش عظیم توسط پادشاه ولاد ایساسلاو دوم یاگلیو رهبری می‌شد.

جلسه مورد انتظار

صبح روز رویارویی (۲۱ ذی‌القعده ۹۳۲ هجری قمری/۲۹ اوت ۱۵۲۶ میلادی)، سلطان سلیمان پس از نماز صبح به صفوف سربازان وارد شد و خطبه‌ای فصیح و مهیج ایراد کرد و آنها را به صبر و پایداری فراخواند. سپس به صفوف سپاه رعد وارد شد و سخنرانی مهیجی ایراد کرد که روحیه را برانگیخت و عزم را راسخ‌تر کرد. از جمله سخنانی که به آنها گفت این بود: «روح رسول خدا شما را نظاره می‌کند.» سربازان نتوانستند جلوی اشک‌های خود را بگیرند و در پاسخ به گفته سلطان، اشک‌هایشان جاری شد.

بعد از ظهر، مجارها به ارتش عثمانی که در سه ردیف صف کشیده بودند حمله کردند. سلطان با توپ‌های قدرتمند و سربازان ینی‌چری خود در ردیف سوم قرار داشت. وقتی سواران مجار که به شجاعت و دلیری مشهور بودند حمله کردند، سلطان به صفوف اول خود دستور عقب‌نشینی داد تا مجارها بتوانند به داخل هجوم آورند. وقتی آنها به نزدیک توپ‌ها رسیدند، سلطان به آنها دستور داد که به روی آنها آتش بگشایند.

بنابراین آنها را درو کردند و جنگ یک ساعت و نیم طول کشید و در پایان آن ارتش مجارستان به میراثی از تاریخ تبدیل شد، پس از آنکه بیشتر سربازانش به همراه پادشاه ویلاد ایساسلاو دوم یاگلو، هفت اسقف و همه رهبران بزرگ در باتلاق‌های دره موهاچ غرق شدند. بیست و پنج هزار نفر اسیر شدند، در حالی که تلفات عثمانی صد و پنجاه شهید و چند هزار زخمی بود.

نتایج نبرد موهاچ

نبرد موهاچ نبردی نادر در تاریخ بود که در آن یک طرف در یک رویارویی، در مدت کوتاهی که بیش از دو ساعت نبود، به این شکل شکست خورد. استقلال مجارستان پس از شکست ویرانگر ارتشش از دست رفت. دو روز پس از این رویارویی، در ۲۳ ذی‌القعده ۹۳۲ هجری قمری/۳۱ اوت ۱۵۲۶ میلادی، ارتش عثمانی در مقابل سلطان سلیمان رژه رفت و به او سلام نظامی و تبریک گفت. فرماندهان، از جمله وزیر اعظم، دست سلطان را بوسیدند.

سپس ارتش در امتداد ساحل غربی تونا به سمت شمال حرکت کرد تا به بوداپست، پایتخت مجارستان رسید و در (۳ ذی الحجه ۹۳۲ هجری / ۱۰ سپتامبر ۱۵۲۶ میلادی) وارد آن شد. سرنوشت چنین رقم زده بود که او در این شهر و در کاخ پادشاه، تبریک عید قربان را دریافت کند و او در طول لشکرکشی پیروزمندانه خود، عید فطر را در بلگراد جشن گرفته بود.

سلطان سیزده روز در شهر ماند و به سازماندهی امور آن پرداخت. او یان ساپولیا، شاهزاده ترانسیلوانیا، را به عنوان پادشاه مجارستان که تابع امپراتوری عثمانی شده بود، منصوب کرد. سلطان پس از آنکه مجارستان بخشی از امپراتوری عثمانی شد، به پایتخت کشورش بازگشت.

چرا ما عالی بودیم
کتاب (روزهای فراموش نشدنی... صفحات مهم از تاریخ اسلام) نوشته تامر بدر 

fa_IRFA