امپراتوری عثمانی (699 – 1342 ق / 1300 – 1924 م.) امپراتوری عثمانی با افتخار در بحبوحه تاریخ بشریت ایستاده است، چرا که بیش از شش قرن پرچم اسلام را بر دوش داشته، اروپا و آسیا را فتح کرده و دولتی بزرگ برای اسلام تأسیس کرده است. اروپای صلیبی قرنها از آن میترسید و وحشت داشت و اروپا همچنان برای از بین بردن آن آماده میشد و منتظر فرصتهای بعدی بود. با این حال، امپراتوری عثمانی و رهبران آن ضربههای پی در پی به آنها وارد کردند تا اینکه وقتی عثمانیها به خاک افتادند، حکومت واقعی اسلامی را رها کردند و ابزار قدرت را به کار گرفتند، اروپای صلیبی به آنها حمله کرد، آنها را از هم پاشید و فراماسونری را در میان جوانان و رهبران خود گسترش داد، تا اینکه خلافت عثمانی سقوط کرد و به دست مصطفی کمال آتاتورک برچیده شد. امپراتوری عثمانی کشوری بود که پس از امپراتوری اموی، بیشترین فتوحات اسلامی را داشت. عثمانیها دعوت به جهاد و فتوحات را از سر گرفتند و فتوحاتی را در اروپا و بخشهایی از آسیای صغیر آغاز کردند. برجستهترین این فتوحات، فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح در سال ۸۵۷ هجری / ۱۴۵۳ میلادی بود. خلافت عثمانی همچنین به فتح اروپای مرکزی نیز شهرت دارد، زیرا عثمانیها در سال ۷۵۶ هجری / ۱۳۵۵ میلادی بالکان را فتح کردند و تمام کشورهای اروپای مرکزی یکی پس از دیگری تسلیم آنها شدند. بلغارستان در سال ۷۷۴ هجری / ۱۳۷۲ میلادی، صربستان در سال ۷۸۸ هجری / ۱۳۸۶ میلادی، بوسنی و هرزگوین در سال ۷۹۲ هجری / ۱۳۸۹ میلادی و همچنین کرواسی، آلبانی، بلگراد و مجارستان فتح شدند. سپاهیان عثمانی به رهبری سلطان سلیمان قانونی، در سال ۹۳۶ هجری قمری / ۱۵۲۹ میلادی به دیوارهای وین رسیدند و آن را محاصره کردند، اما نتوانستند آن را فتح کنند. به همین ترتیب، بیش از صد و پنجاه سال بعد، سپاهیان عثمانی در سال ۱۰۹۴ هجری قمری / ۱۶۸۳ میلادی در زمان سلطنت سلطان محمد چهارم، وین را محاصره کردند. بیشتر این سرزمینها در طول دوران قدرت خلافت عثمانی در دست مسلمانان و تابع آن باقی ماندند. با این حال، با ورود امپراتوری عثمانی به دوره ضعف، این سرزمینها به تدریج شروع به فروپاشی کردند. تا سال ۱۳۳۷ هجری قمری (۱۹۱۸ میلادی)، خلافت عثمانی به جز شهر استانبول، هیچ قلمرو دیگری در قاره اروپا نداشت. حضور طولانی مدت این مناطق اروپایی تحت خلافت عثمانی به این معنی بود که کل مناطق، مانند مقدونیه، آلبانی، بوسنی و هرزگوین و جوامع بزرگ مسلمان در بلغارستان، رومانی و مونتهنگرو، با اکثریت مسلمان روبرو شدند. گرویدن اکثر ساکنان مناطق تحت کنترل عثمانیها به اسلام، به دلیل رفتار عادلانه و برابر عثمانیها با جمعیت مسلمان بود. یک روستایی ضعیف و فقیر میتوانست به بالاترین و تأثیرگذارترین مناصب در امپراتوری عثمانی برسد، نوعی عدالت اجتماعی که در جوامع معاصر اروپایی غیرممکن بود. امنیت جایگزین درگیری و هرج و مرج در این مناطق شد و اروپا از سازماندهی دقیق ارتش عثمانی و سیستمهای اداری آن که عمدتاً بر کارایی متکی بود، بهرهمند شد. پیروان سایر ادیان، مانند مسیحیت و یهودیت، نیز در مناطقی که عثمانیها برای چندین قرن بر آنها حکومت میکردند، از رفتار سخاوتمندانه برخوردار بودند که اثرات آن به وضوح در نحوه حفظ زبانها، فرهنگها و مذاهب این جوامع تا به امروز مشهود است.
از کتاب «کشورهای فراموشنشدنی» نوشتهی سرگرد تامر بدر