خودم را دیدم که مردم را به یک درس دینی اسلامی یا چیزی شبیه به آن دعوت میکنم، سپس یک یهودی نزد من آمد و در حالی که به سخنرانی دینی اسلامی من گوش میداد، روبروی من نشست. سپس تعداد یهودیانی که روبروی من نشسته بودند، کم کم افزایش یافت تا به سخنرانی من گوش دهند تا اینکه تعدادشان زیاد شد و در پایان سخنرانی دینی که محتوای آن را به خاطر نمیآورم، گفتم: «صلوات الله علی سیدنا محمد» و یهودیان پشت سرم گفتند: «صلوات الله علیه». در آن زمان، گروه کوچکی از مسلمانان از کنار حلقه دینی که من با یهودیان در آن بودم، عبور کردند و با نگاهی تعجبآمیز یا انزجاری به من نگاه میکردند، اما من با حسرت به آنها نگاه میکردم زیرا هیچ یک از آنها در سخنرانی دینی اسلامی من که فقط یهودیان در آن بودند، حضور نداشتند.