دیدم که سرور ما عیسی علیه السلام از قبری ناشناس بیرون آمد و بر تختی دراز کشیده بود و مردم دور او جمع شده بودند و از زندگی گذشتهاش از او میپرسیدند و او بیدار بود، پس آیه شریفه (ثُمَّ لَأْتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنَهُمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنِ یَمِینِهِمْ وَ عَنِ یَمِینِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ (17)) سوره اعراف را برایشان خواند، جز اینکه چندین بار کلمه «چپشان» را تکرار کرد، سپس ناگهان خود را در همان جایی که سرور ما عیسی علیه السلام بود، به پشت دراز کشیده دیدم و همان مردم دور من جمع شده بودند، گویی سرور ما عیسی علیه السلام ناگهان جای خود را به من داده بود و من سعی میکردم همان آیه شریفه را تکرار کنم، جز اینکه در حالی که کلمه «چپشان» را تکرار میکردم، از خواب بیدار شدم.