دیدم که وارد زندان شدم و شخص دیگری هم در سلول بود، بنابراین از یکی از آنها پرسیدم که چرا به زندان رفتی؟ او به من گفت به خاطر شرکتم در انقلاب ژانویه. او از من پرسید که دلیل زندانی شدنم چیست؟ من به او گفتم چون کتاب «نامههای منتظر» را نوشتم و میخواستم با بیرون رفتن از در سلول با میلههای آهنی از زندان خارج شوم، بنابراین دست راستم را روی میلههای آهنی گذاشتم و آنها به دستم سرازیر شدند و از زندان خارج شدم. من از اینکه دوباره به دلیل ترک زندان به این شکل دستگیر شوم، میترسیدم و پس از آن زندانی که به دلیل شرکت در انقلاب ژانویه زندانی شده بود، پس از من از اتاق بیرون آمد، بنابراین به او گفتم که پس از من بیرون نرود مبادا مانند من به دلیل فرار دستگیر شوی، زیرا من برای او میترسم، بنابراین او در زندان ماند.
من به تنهایی از زندان به سمت شهری راه افتادم و در حین راه رفتن، تعدادی از مردم به من پیوستند تا اینکه تعدادشان زیاد شد و بسیاری از مردم پشت سر من شروع به حرکت کردند، سپس بسیاری از مردم در مقابل من و در همان جهتی که ما حرکت میکردیم، تا جایی که چشم کار میکرد، شروع به حرکت کردند. سپس گروهی از مأموران پلیس با لباس سیاه از جهت مخالف به سمت من آمدند و میخواستند مرا دستگیر کنند. به محض اینکه برای دستگیری من به من نزدیک شدند، به من پیوستند و در همان جهت به سمت شهر راه افتادند. یکی از این مأموران با تعجب، تمسخر و در عین حال شک و تردید به من گفت و در حالی که به این جمعیت زیاد اشاره میکرد، گفت: «آیا این اولین نشانه بزرگ قیامت است؟!» من پاسخ دادم: «نه، اولین نشانه بزرگ قیامت یک سال دیگر خواهد بود.»
تفسیر خواب در این ویدیو
https://www.youtube.com/watch?v=tuGxYTAiQSM&list=PLGSQ8bPhLqKvbIK2NxQ1CoUA-dKyGIGlP&index=72