من نتانیاهو را در جلسهای دیدم که با تعدادی از اسرائیلیها میخندید. او خوشحال بود که یک عرب با آنها هماهنگ صحبت میکند. سپس دیدم که انگار به تمام سرزمین اشغالی فلسطین نگاه میکنم. با چراغ روشن شده بود. سپس یکی از نیروگاهها بمباران شد و چراغهای بخشی از سرزمین اشغالی خاموش شدند. سپس نیروگاه دیگری بمباران شد و چراغهای بخش دیگری خاموش شدند. سپس نیروگاه سوم بمباران شد و چراغهای کل سرزمین اشغالی خاموش شدند و همه جا تاریک شد.
سپس مسلمانانی را دیدم که فلسطین اشغالی را محاصره کرده و از سمت اردن و مصر مرزها را پر کردهاند و منتظر علامتی برای آزادسازی فلسطین هستند. بنابراین من در مقابل آنها ایستادم و فریاد «الله اکبر» سر دادم و آنها هم پشت سر من فریاد «الله اکبر» سر دادند. پس دوباره فریاد «الله اکبر» سر دادم و آنها هم پشت سر من فریاد «الله اکبر» سر دادند. سپس آنها شروع به عبور از مرزها کردند و با عجله برای آزادسازی فلسطین رفتند.