من خودم را در روز قیامت در مقابل میدانی بسیار بزرگ دیدم که گروههای پراکندهای از مردم در آن حضور داشتند. هر گروه، پیامبری بود که پیروانش از میان مردمی که به او ایمان آورده بودند، دور او جمع شده بودند. تعداد افراد گروهها متفاوت بود. این گروه، پیامبری بود که به تنهایی ایستاده بود و هیچ پیرو نداشت. این گروه، گروهی متشکل از دو نفر بود که دور پیامبرشان جمع شده بودند. گروه دیگری متشکل از بیش از ده نفر که دور پیامبرشان جمع شده بودند. گروههای دیگری نیز وجود داشتند که تعدادشان بسیار بیشتر از این تعداد بود. با این حال، در رؤیا، نام پیامبران و پیروانشان را تشخیص ندادم تا اینکه رؤیا به پایان رسید و پس از بیدار شدن، حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را به یاد آوردم که فرمود: «امتها به من نشان داده شدند و پیامبری با یک مرد، پیامبری با دو مرد، پیامبری با گروهی و پیامبری بدون هیچ کس، تا پایان حدیث...»