دیدم که با ماشینم در حال سفر به جنوب سینا از سوئز به طابا و حتی شرم الشیخ و الطور هستم، سپس در کوه الطور به این سو و آن سو میرفتم که روزنامهها پشت سر هم از آسمان روی سرم میافتادند و در حالی که روی کوه الطور بودم در سرم جا میگرفتند، سپس در ماشینم نشستم و مدام گریه میکردم.