تصویری از اتاق شکنجه در ۷ آوریل ۲۰۱۹

دیدم که مأموران مرا دستگیر کردند، سپس مرا به اتاق شکنجه بردند. وسایل و ابزار شکنجه را پیدا کردم، بنابراین از خدا خواستم که مرا از شکنجه نجات دهد. متوجه شدم مأمورانی که قرار بود مرا شکنجه کنند، همان‌هایی بودند که وارد اتاق شکنجه شده و شکنجه شدند. سپس از اتاق شکنجه بیرون آمدند و برای حمایت از من کنارم ایستادند. سپس گروهی از افسران ارتش آمدند، یکی از آنها افسری با تفنگ خودکار داشت. او تفنگ را به سمت من نشانه گرفت و آتش گشود، اما گلوله‌ها برگشتند و جلوی من پراکنده شدند. پس از آن، افسران شروع به حمایت از من کردند. گروهی از افسران ارتش که همکاران سابق من در دانشکده افسری بودند، از من پرسیدند: چند وقت است که در این مصیبت هستم؟ به آنها گفتم: چندین سال گذشته است، اما اکنون در آخرین یا آخرین مرحله هستم.

تعداد زیادی مأمور جلوی من بودند که از من حمایت می‌کردند و منتظر بودیم که گروه دیگری از مأموران بیایند و مرا دستگیر کنند یا بکشند. من فریاد زدم الله اکبر و مأموران پشت سرم فریاد زدند الله اکبر. دوباره با صدای بلندتری الله اکبر گفتم و مأموران پشت سرم با صدای آهسته الله اکبر گفتند. برای سومین بار با صدای بسیار بلند الله اکبر گفتم و مأموران پشت سرم با صدای آهسته الله اکبر گفتند زیرا نگران اتفاقات پیش رو بودند.

سپس سه ماشین با فرماندهان ارتش برای دستگیری من آمدند. دو ماشین اول توسط افسرانی که از من حمایت می‌کردند، همراهی شدند. یک فرمانده ارشد از ماشین سوم پیاده شد، به من نزدیک شد و دستش را بالا برد تا به صورتم بزند. دستش به صورتم نرسید، بنابراین به بالای ماشینش رفت و مسلسلش را به سمت من نشانه گرفت. او شروع به فریاد زدن به صورتم کرد. افسری از هوادارانم جلوی من ظاهر شد تا به جای من گلوله‌ها را بگیرد، اما من برای او ترسیدم و او را کنار زدم. من به افسر ارشدی که اسلحه‌اش را به سمت من نشانه گرفته بود، گفتم. روز قیامت و عذاب خدا را به او یادآوری کردم و به او هشدار دادم که شلیک نکند زیرا در نهایت به من آسیبی نخواهد رساند.

تفسیر خواب در این ویدیو

fa_IRFA