شبی کودکی را در آغوش گرفتم و با او به مسجدی روباز که دیوار و سقفی نداشت، رفتم. وقتی وارد مسجد شدم، دو رکعت سنت خواندم و در حین نماز، کودک از من جدا شد. پس از پایان نماز، قرص خورشید را دیدم که در شب، وسط آسمان را پر کرده بود. نور آن مانند ماه بود و همه میتوانستند آن را بدون اینکه چشمشان اذیت شود، ببینند. ماه را بالای آن دیدم که کامل بود و زیر خورشید، ماه دیگری، کوچکتر از ماه اول. از وجود دو ماه شگفتزده شدم، بنابراین اطرافیانم را از این پدیده نجومی آگاه کردم، زیرا آنها متوجه آن نشده بودند.
ناگهان، یک خورشیدگرفتگی به تدریج رخ داد، گویی یک دیسک نامرئی دیگر خورشید را پوشانده بود. خورشید و دو ماه ناپدید شدند. در طول خورشیدگرفتگی، شرارههای خورشیدی که در خورشید رخ میدهند از لبهها ظاهر شدند. پس از خورشیدگرفتگی کامل، آسمان کاملاً تاریک شد و مردم از این رویداد کیهانی در حالت حیرت و فریاد بودند. سپس، ناگهان، خورشیدگرفتگی پایان یافت و خورشید با همان روشنایی ماه که در ابتدای رؤیت بود، ظاهر شد. من و مردم با استفاده از دوربینهای تلفن همراه خود از این رویداد عکس و فیلم گرفتیم، اما پشیمان شدم که این رویداد را از ابتدا ثبت نکردم.